من بارها از دورترین راه ،
توی قلبت طلوع کرده بودم ؛
توو جهانی که سایه هاش از یه حجمی بلندتر از روز کِش میان.
تو ولی میخواستی که جهانت کوتاه تر از شب بمونه
و وقتی بیدار شدی
جایی باشی که هنوز منو ندیده بودی...
+ و مرا آشناترین غریبه ات گرداندی
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور