ايهام
يعنى يك بغض!
يك بغض كه نه گريه ميشود و نه خورده ميشود
نه خنده ميشود و نه اشك ميشود
نه دود ميشود و نه ميبارد
بغض، دردى ست بى انتها كه در گلويمان، هق هق ميزند
خودش را به هر درى ميزند كه ببارد
ايهام
يعنى سرد!
يعنى دست هايت كه گرمى دست هايم را پس ميزند
يعنى تو،
كه ميروى و جانم را به ناكجاآباد هاى سرزمين دلتنگى ميكشانَد
ايهام
يعنى تلخ!
يعنى دچار بودن به ش
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
خسته نیستم
فقط دیگر کمی حوصله ام سررفته است
از این همه شب بیداری های تکراری!
از این همه منتظر ماندن و نیامدن!
نه من خسته نیستم!
فقط دیگر با کسی حرفم نمی آید
هضم یک آدم جدید برایم سخت شده!
میدانی؟
آدم وقتی تمامش را از دست میدهد
دیگر خود به خود به موجودی تبدیل میشود
که نه حوصله ی توضیح دارد
و نه اشتیاقی برای آدم های جدید!
سعی میکندو ترجیح میدهد که
خود
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
حيف نبود
پاييز آمد
باد آمد
باران آمد
تو اما رفتی . . . ؟!
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
جانم اردیبهشت آمده
و مردِ اردیبهشتی ام را آورده است ؛
که روزهای سختی و ناراحتی ام را با در آغوش گرفتنش برطرف کنم
و تمام دلتنگی هایم به دست فراموشی سپرده شوند.
من بهارِ زندگیم را ؛
از اردیبهشت ، که آغوش بهشتی ات را برایم آورد ،شروع کردم.
فروردین ، آغاز بهار نیست !
+ متولد دوست داشتنی ترین دختر بهار :)
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
با رفتنت
نه دستم به قلم می رود
نه دلم به عشق!
دین و دنیایم را بردی
و شدم ملحدِبی دل!
#سمیرا_آنالویی
+ :)
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
من جایی را میشناسم
بدون فکر "بازگشت"
بدون "ترس" از حسِ بد روزهای آخر
میشود "رفت"
فقط " ماند"
من یکجا را میشناسم
" آغوشت "
#محبوبه_اردکانی_زاده
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
انسان ها این حقیقت را فراموش کردند ،
اما تو نباید فراموشش کنی !
"تو تا زنده ای نسبت به
چیزی که اهلی کردی
مسئولی...! "
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
#شازده_کوچولو
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
کسی در من دیوانه شده
دیوانه ای که
می خواهد از پنجره آشپزخانه به پرواز درآید
لیوان چای اش را در هوا خالی کند
از چیزهایی لذت می برد که هیچ کس نمی برد
نگهداری از این دیوانه برایم سخت است
دست هایم را بسته ام
تا او شیشه ها را نشکند
پاهایم را بسته ام
تا او از لبه ی پرتگاه به راه رفتنش ادامه ندهد
به دهانم چسب زده ام
تا او خواب شهر را برهم نزند
کسی در من دیوانه شده
من از او می ترسم
#رسول_یونان+ کسی در من دیوانه شده بعد از تُ :)
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
ایــنجـــــامن ،
کــــــسی را مینویسم
و
گه گاهخودم را
که همه او شد
و ماند و خواهد بود
من
عشق را خواهم نوشت...+ او تا همیشه خواهد ماند در گوشه ای از صندوقچه ی قلبم ...
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
من بارها از دورترین راه ، توی قلبت طلوع کرده بودم ؛ توو جهانی که سایه هاش از یه حجمی بلندتر از روز کِش میان. تو ولی میخواستی که جهانت کوتاه تر از شب بمونهو وقتی بیدار شدیجایی باشی که هنوز منو ندیده بودی...+ و مرا آشناترین غریبه ات گرداندی
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
میدونی از چی میترسم؟
از اینکه "دیـر" برگـردی...
یه وقتی که احساسم ته کشیده
یه وقتی که دیگه تو دلم هیچ جوره جا نمیشی...
از این می ترسم که دیر برگردی
وقتی که دیگه تو زندگیم هیچ جایی واسه حضورت نباشه
میترسم وقتی برگردی که خیلی سرد شده باشم
خیلی احساسم فرق کنه با الان
دیگه دلم هر لحظه بودنتُ
لبخندا و شیطنتاتُ نخواد...
میدونی
دوست داشتنتُ دوست دارم
نمیخوام کنارش بذارم
اما وقتی نباشی
مثلِ عطره علاقه، میپره یه روزی از دلم...
می ترسم از دیــر برگشتنت
میترسم از اینکه یه عمر واسه حالِ خوبی که میتونستیم باهم داشته باشیم
واسه این حسی که داره کم کم میمیره، کمرنگ میشه
شرمنده یِ دلمون بشیم
می ترسم واسه همیشه حسرتِ یه بار دیگه عاشقِ هم بودن بمونه رو دلمون...
#فاطمه_صابری_نیا
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
گمان میکنم
شهریور
دخترکی است دل شکسته
که با محبتاز وجودش مهربانی را تقسیم میکند ؛بر تمام یازده ماه دیگر سال
جز برای خودش تا اینکه تمام شود
همین است
که دخترکان شهریوری حساس و شکننده اند!
#پ_کاویانی+ تَوَلُدَم مُبارک :)
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
.jpg)
.jpg)
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور
دارد پاییز می رسد
"انار نیستم که برسم
به دست های تو"
"برگم"
پُر از اضطرابِ افتادن...!
#علیرضا_روشن
برچسب:
نویسنده: مانی اسدیپور